هویت و نژاد امیه

خرید بک لینک

نسب بنی <strong>امیه</strong>

2. هویت و نژاد امیه

در این زمینه چند مطلب باید مورد بررسی قرار گیرد: ارتباط امیه با عبدشمس، ریشه امیه و اعتقادات امویین.

مطلب اول : ارتباط امیه با عبدشمس

آیا امیه و بنی امیه با عبدشمس ارتباط دارند؟ نقل شده است که هاشم (جدّ اعلای پیامبر) و عبد شمس برادر و دو قلو بوده اند. هنگام تولد، انگشت هاشم به پیشانی عبد شمس چسبیده بود که انگشت را از پیشانی با شمشیر جدا کردند و گفتند: تا آخر بین این ها جنگ خواهد بود. در واقع به این طریق تطیر و فال بد زدند.

اولین کسی که متعرض این جریان می شود، طبری (م310) مورخ معروف اهل سنت است که این جریان را بدون سند ذکر کرده و می گوید:

و قیل إن عبدشمس و هاشما توأمان وإن أحدهما ولد قبل صاحبه وأصبع له ملتصقه بجبهه صاحبه فنحیت عنها فسال من ذلک دم فتطیر من ذلک؛(تاریخ طبری، ج2، ص13.) و گفته شده است که عبد شمس و هاشم دو برادر دو قلو بودند و انگشت یکی به پیشانی دیگری چسبیده بود. پس از آن که جدا کردند، خون جاری شد، و این را به فال بد گرفتند [که این دو برادر همیشه بینشان جنگ و خونریزی خواهد بود].

ملاحظه می شود که طبری، هنگام نقل این جریان، می گوید: «قیل» و سند ارائه نمی دهد. قصد دارند با یک «قیل» عبدشمس را جزء قریش دانسته و بعد با یک «قیل» دیگر، به بنی امیه شناسنامه عربی و قریشی بدهند و این عناصر نفوذی را عرب بخوانند که مسلمانند و کارهایشان صبغه اسلامی دارد و دیگرانحق مخالفت با آن ها را ندارند.

مقریزی (م845) نیز می گوید:

وقد کانت المنافره لا تزال بین بنی هاشم وبنی عبد شمس بحیث أنه یقال إن هاشما وعبدشمس ولدا توأمین فخرج عبد شمس فی الولاده قبل هاشم وقد لصقت أصبع أحدهما بجبهه الآخر فلما نزعت دمّی المکان، فقیل سیکون بینهما أو بین ولدیهما دم، فکان کذلک.(النزاع والتخاصم، ص 47.)

مقریزی نیز در نقل این جریان، «یقال» می گوید. آیا با «یقال» ادعا اثبات می شود؟

این جریان در کتاب های شیعه نیز منعکس شده است. علی بن یوسف حلی آورده است:

ولد هاشم وعبد شمس توأمان فی بطن واحد، فقیل: إنه أخرج أحدهما وإصبعه ملتصقه بجبهه الآخر، فلما أزیلت من موضعها أدمیت، فقیل: یکون بینهما دم.(العدد القویه، ص140. علی بن یوسف (متوفی 705) معمولا از منابع اهل سنت نقل می کند.)

علامه مجلسی نیز در بحارالانوار(بحارالانوار، ج15، ص161) از ایشان نقل می کند، و سپس مرحوم شیخ عباس قمی در الانوار البهیه (الأنوار البهیه، ص28.) این داستان را می آورد. نکته قابل دقت این که علی بن یوسف حلی نیز این جریان را از کتاب های عامه نقل می کند.

بنابراین، قصه ارتباط و برادری عبد شمس با هاشم مستند و قابل پذیرش نیست.

مطلب دوم: ریشه و نسب امیه

بر فرض این که جریان مذکور واقعیت داشته و عبدشمس برادر هاشم باشد، آیا به بنی امیه ارتباط دارد؟ آیا بنی امیه، قریشی هستند و امیه فرزند عبدشمس است؟ ظاهر مطلب، بلکه واقع مطلب این است که بین عبدشمس و امیه هیچ ارتباطی نیست. امیه برده عبدشمس بوده است، نه فرزند او. لذا او و نسل او رومی بوده، و عرب و قرشی نیستند. در تبیین و اثبات این مطلب ابتدا به فرمایش امام علی، امیرالمؤمنین علیه السلام استناد می شود:

مولا، امیرالمومنین علیه السلام در نامه ای (نهج البلاغه، نامه17) برای معاویه می نویسد:

وَ لَا الْمُهَاجِرُ کَالطَّلِیقِ وَ لَا الصَّرِیحُ کَاللَّصِیقِ؛ خاندانی را که حسبی است شایسته، همچون کسی نیست که خود را بدان خاندان بسته می باشد.

علامه مجلسی در بحارالانوار ذیل این عبارت، ابتدا بیان ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه را در این مورد نقل می کند:

وأما قوله: ولا الصریح کاللصیق ای الصریح فی الاسلام الذی أسلم اعتقادا وإخلاصا لیس کاللصیق الذی أسلم خوفا من السیف أو رغبه فی الدنیا؛ صریح کسی است که از روی اعتقاد و اخلاص اسلام آورده؛ ولی لصیق کسی است که از روی ترس از شمشیر و یا به خاطر منافع دنیوی اسلام آورده است.ابن ابی الحدید در این موضوع به بنی امیه تمایلی پیدا می کند؛ هرچند نمی تواند خیلی به دفاع برآید. علامه مجلسی سپس می گوید:

الظاهر أن قوله: «کاللصیق» إشاره إلی ما هو المشهور فی نسب معاویه کما سیأتی وقد بسط الکلام فی ذلک فی موضع آخر من هذا الشرح وتجاهل هنا حفظا لناموس معاویه. وقد ذکر بعض علمائنا فی رساله فی الإمامه أن أمیه لم یکن من صلب عبد شمس وإنما هو عبد من الروم فاستلحقه عبد شمس ونسبه إلی نفسه وکانت العرب فی الجاهلیه إذا کان لأحدهم عبد وأراد أن ینسبه إلی نفسه أعتقه وزوّجه کریمه من العرب فیلحق بنسبه قال: وبمثل ذلک نسب العوّام ابوالزبیر إلی خویلد فبنو أمیه قاطبه لیسوا من قریش وإنما لحقوا ولصقوا بهم قال: ویصدق ذلک

قول أمیر المؤمنین علیه السلام جوابا عن کتابه وادعائه «إنا بنو عبد مناف» : لیس المهاجر کالطلیق ولا الصریح کاللصیق ولم یستطع معاویه إنکار ذلک انتهی؛ (بحارالانوار، ج33، ص107) لصیق اشاره دارد به آنچه در نسب معاویه مشهور است. معاویه فرزند چه کسی است؟ فرزند ابوسفیان است، یا ابوسفیان یکی از پدران معاویه است. بعضی از علمای ما [طبق بیان رساله ای در امامت که همان کتاب الزام النواصب است] گفته اند امیه فرزند عبد شمس نبود، بلکه برده ای از روم بود که عبدشمس او را به خودش ملحق کرد و روش عرب جاهلی این بود که اگر کسی مالک برده ای بود و در نظر داشت آن برده را بهخود نسبت دهد، ابتدا او را آزاد می کرد و سپس دختری از عرب به او می داد و بعد او را به خودش ملحق می کرد. پس، امیه به این طریق فرزند عبدشمس شد و مثل همین مورد، عوام پدر زبیر بود. پس همه بنی امیه از قریش نیستند؛ بلکه بنی امیه را به این طریق به عرب چسباندند. تایید این مطلب قول امیرالمومنین علیه السلام است که در جواب نامه ادعاهای معاویه بیان فرموده است. حضرت امیر علیه السلام در جواب ادعای معاویه که می گوید: إنا بنو عبد مناف؛ می فرماید: لیس المهاجر کالطلیق ولا الصریح کاللصیق و معاویه نیز نتوانست این مطلب حضرت را انکار کند.

آنچه مرحوم علامه در تبیین نامه حضرت بیان کردند، برگرفته از کلام صاحب الزام النواصب است.(إلزام النواصب، مفلح بن راشد)

قبل از این دو بزرگوار باید از مرحوم ابوالقاسم کوفی یاد کرد. وی در کتاب «الاستغاثه» آورده است:

ولقد رویناه من طریق علماء أهل البیت علیهم السلام فی أسرار علومهم التی خرجت عنهم إلی علماء شیعتهم أن قوما ینتسبون إلی قریش ولیسوا هم من قریش فی حقیقه النسب، وهذا مما لا یجوز أن یعرفه إلا فی معرفه معدن النبوه وورثه علم الرساله، وذلک مثل بنی أمیه ذکروا أنهم من قریش ولیسوا من قریش وإن أصلهم من الروم، وفیهم تأویل هذه الآیه «بسم الله الرحمن الرحیمألم غلبت الروم فی أدنی الأرض وهم من بعد غلبهم سیغلبون» معناه أنهم غلبوا علی الملک وسیغلبهم علی ذلک بنو العباس وذلک أن العرب فی الجاهلیه إذا کان لأحد عبد فأراد أن ینسبه ویلحقه بنسبه فعل ذلک وجاز عندهم... وکان عبد شمس بن عبد مناف أخا هاشم بن عبد مناف قد تبنی عبدا له رومیا یقال له أمیه فنسبه عبد شمس إلی نفسه فنسب أمیه بن عبد شمس فدرج نسبه کذلک إلی هذه الغایه. فأصل بنی أمیه من الروم ونسبهم فی قریش...؛(الاستغاثه، ابوالقاسم الکوفی (قرن4)، ج1، ص74 – 82)... عده ای را به قریش نسبت می دهند؛ ولی قریشی نیستند و شناخت ریشه این افراد فقط از طریق وارثان علم رسالت می باشد، و مثل عده ای که خودشان را به قریش نسبت می دهند؛ ولی از قریش نیستند، بنی امیه هستند که اصل آن ها از روم است... .

در صورت پذیرش این مطلب، کار بر اهل سنت بسیار سخت می شود؛ زیرا اهل سنت یکی از مصادیق روایت «الائمه اثناعشر» را معاویه می دانند. نُه قول و تفسیر نسبت به این روایت وجود دارد که در هشت قول از این اقوال معاویه و یزید هم جزء خلفا هستند! جمله ای را از پیامبر نقل کرده اند که:

سمعت النبی صلّی اللَّه علیه و آله یقول: الأئمّه بعدی إثنا عشر ثمّ أخفی صوته فسمعته یقول: کلّهم من قریش؛(کفایه الأثر، ص77؛ اثبات الهداه، ج1، ص 582.) راوی می گوید: من جمله ای از روایت را نشنیدم. پس، شنیدم که می فرماید: همه آن ها از قریش هستند.وقتی بنی امیه از قریش نباشند، چگونه این ها به عنوان خلفای قریش معرفی می شوند. این ها باید ثابت کنند که بنی امیه عرب هستند.

مرحوم کاشف الغطا در پاسخ سؤالی در این مورد می فرماید:

پدر امیه و هاشم یکی نبوده؛ زیرا امیه فرزند صلبی عبدشمس نبوده؛ بلکه بچه ای بوده که عبدشمس اورا به فرزند خواندگی قبول کرده است. سپس برای تایید حرف خودش به کلام امیرالمومنین استناد می کند.(جنه المأوی، ص253.)

مرحوم مقدس اردبیلی نیز می گوید:

مشهور است که امیه، غلام رومی از آن عبد شمس بود و او رومی بود و چون زیرک و فهیم بود، عبد شمس اورا آزاد کرد و به فرزندی پذیرفت.(حدیقه الشیعه، ج1، ص475.)

مرحوم شیخ عباس قمی (الانوار البهیه، ص28.) همین مطلب را از کامل بهایی (کامل بهایی، ص272.) نقل می کند که امیه غلام رومی و از آنِ عبد شمس بود و چون او را زیرک یافت، وی را آزاد کرد و سپس به فرزندی خود قبول کرد. به همین جهت گفته اند: امیه فرزند عبد شمس بوده و این رسم در بین عرب جاهلیت مرسوم بوده است.

بنابراین، بنی امیه به عبد شمس ارتباط ندارد و بر این فرض که قصه دو قلو بودن عبدشمس و هاشم ثابت شود، بین بنی امیه و عبد شمس ارتباطی نیست و این حرف از قرن چهارم هجری مطرح بوده است.


برچسبها: عبدشمس, هویت و نژاد امیه, ریشه و نسب امیه دعای ندبه + لینک دانلود مستقیم دعای ندبه...

ما را در سایت دعای ندبه + لینک دانلود مستقیم دعای ندبه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 22:42

صفحه بندی